تبليغاتX
وسیع باش و تنها و سربه زیروسخت
باور کنید

هنوز باران نباریده بود

که من گفتم باران اگر ببارد

هنوز باران نباریده بود و

بهار مثل تابستان داغ بود

باور کنید.......

وقتی ساده ترین حرفهایت دلیل می خواهد

تو هم عادت می کنی به التماس

چه فرقی میکند

بارش باران باشد

هوای داغ تابستان باشد

یا طفلی که او را تنها در جایی دور زاییده ای

جایی دور تنها و ترسیده

دیگر چه کسی باور میکند

تنهایی و ترس ان روزت را

یا اضطراب و نگرانی امروزت را

حالا او پدر است وتو هیچ

هیچی و از هیچ هم کمتر

حالا باز هم فریاد بزن

برای چیزی که وجودش از وجود توست

تو تنها به دنیا اوردی اش

خداوندا بیزارم

بیزارم از این جماعت کور و کر

بیزارم ار این قانون بی انصاف

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:53  توسط mastaneh&amir | 
باران اگر می بارید

تحمل افتاب ساده تر بود

حالا تو هی بگو از انتظار

از باران نیامده

از این بغض بی انصاف

از دردی که در گلو داری و

از سوزش چشمان بی باران

از فریادی که در سینه داری و

از دهان خاموش

باور کن

باران اگر ببارد

بوی خوش خاک باران زده در هوا اگر بپیچید

ادمیان اندکی مهربانتر اگر باشند

تحمل افتاب ساده تر خواهد بود

حتی در این تابستان داغ

من ایمان دارم.....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:40  توسط mastaneh&amir | 
میترسم

 مضطربم

 اما باز تا اخرین لحظه می مانم....

خدایی هست

میدانم

لای این شب بو ها؟

نه...........

 ساده

 در این دشت بی اب و علف چیزی نیست

بین این مردم پست؟

نه..........

خدا این جا نیست

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:31  توسط mastaneh&amir | 
کارین تبش قطع شده فقط سرفه های بد مونذه دیشب ازش پرسیدم گلوت وقتی غذا میخوری درد هم میگیره گفت به قول خودت همه مردونا(منظورش مردم بود) وقتی دردشون میاد باید صبر کنند تا خوب شند باشه؟.....
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:26  توسط mastaneh&amir | 
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد       وجود نازکت آزرده گزند مباد
دختر کوچولوی من صبح تب کرده بود وقتی میخواستم بیام سرکار گفت مسی یه بوس به من میدی ؟
لبهاش هم داغ بود....
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 10:36  توسط mastaneh&amir |