![]() |
![]() |
|
|
سرسبزترین بهار تقدیم تو باد اوای خوش هزار تقدیم تو باد
گویند که لحظه ای ست روییدن عشق ان لحظه هزار بار تقدیم تو باد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 8:4 توسط mastaneh&amir |
|
|
واژه هایم مبهم و
خوابهایم اشفته اند دل از زمین کنده و راهی به اسمانم نیست پنجره ام راهی به صبح ندارد و شب رها نمیکند این روزها را گمشده در قعر زمین و عمق زمان حوای سرگردان را میمانم روزی در انتظار صدایی که وسوسه اغوشش دیوانه تر میکرد عاشق دیوانه را..... شبی در میان بازوانی که پس زد مرا و خیال و هر چه دیوانگی ست تنهاو تنهاتر.... دور و دورتر انقدر که دیگر نمی شنوی مرا خدایی تو نه بندگی من ایراد داشت و ناتمامی ام که هیچ نیمه ای تمامم نکرد تا بمانم بر این زمین سخت گله نمی کنم باز هم نشنو حرفی نیست مستحق بوده ام شاید!!!!! پی نوشت: "خدایی تو نه" به کسره "ی" خوانده شود
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 8:51 توسط mastaneh&amir |
|
|
زنده ایم و امیدوار
به بهاری شاد و پر باران...... ۸ مارچ به همه فرشته هایی که خدا به اسم زن افریده مبارک |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 10:44 توسط mastaneh&amir |
|
|
تو که نیستی
اسمان به بغض من نمی گیرد و پنجره از گریه ام تر نمی شود تو که نیستی داغی به دست ودلم نمی ماند و خیالم حکومت تو نیست تو که نیستی نیست میشود همه هست هایت و هستی ام میشود نبودن تو تو که نیستی بهار میاید و..... خدا را شکر که نیستی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 15:35 توسط mastaneh&amir |
|
|
بالا می آورم
این بغض جا مانده از تو را تا نفس بکشد سینه از پس بارش هفت ساله می سپارم به باد بهار روزگار با تو بودن را تا پاک شوم از تو و تهوع و درد تا سبز شوم با درخت همسایه بهار است و من خانه را سر سبز میخواهم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 13:10 توسط mastaneh&amir |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من مستانه هستم و اینجا رو با امیر مینویسیم.... گاهگاهی هم از دخترم کارینا(که به اختصار کارین صداش میکنیم) خواهم نوشت
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
|
RSS
|